ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

142

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

از اين نبرد و خونش ريخته شود كه مرا به ناروا به بليّه افكند . از پيمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىگفت خون مرد مسلمان حلال نيست مگر در يكى از سه مورد : مردى كه پس از مسلمانى كافر شود كه بايد كشته شود ، يا مردى كه با داشتن زن زنا كند كه بايد سنگسار شود ، يا مردى كه يكى را ، نه در مورد قصاص ، كشته باشد . پس مرا براى چه مىكشيد ؟ » گويد : آن‌گاه عثمان برفت و من خواستم بيرون شوم كه نگذاشتند تا محمد بن ابى بكر بر من گذشت و گفت : « رهايش كنيد » و رهايم كردند . « 1 » عبد الرحمن بن ابزى بعدها به خاطر آورد كه رهبر شورشيان مصر ، سودان بن حمران ، را در حال خروج از كاخ عثمان در روز قتل او ديده و شنيده كه مىگفته : « طلحة بن عبيد اللّه كجاست ؟ پسر عفان را كشتند ؟ » « 2 » طلحه براى تنفر از عثمان كه با او سخاوتمندانه رفتار كرده بود هيچ دليلى نداشت و فقط از سر جاه‌طلبى شخصى چنين اعمالى انجام مىداد . احتمالا او مطمئن بود كه جانشين عثمان خواهد شد . ظاهرا عثمان در پيام خود به حاجيان كه ابن عباس آن را قرائت كرد به او اشاره دارد در آنجا كه مىگويد : « بعضىشان حق را بگذاشتند و از آن گذشتند و مىخواهند كار خلافت را بناحق بگيرند كه به نظرشان عمر من دراز آمده و آرزويشان خلافت را در نظرشان جلوه داده و خواسته‌اند تقدير را پيش اندازند . » « 3 » عايشه ، دختر أبو بكر ، بود كه از جاه‌طلبيهاى خويشاوند خود ، طلحه ، پشتيبانى مىكرد . ظاهرا عايشه از آغاز حكومت عثمان با او خصومت داشت ، زيرا اگر روايتى كه يعقوبى نقل مىكند موثق باشد ، عثمان حقوق او را به سطح ديگر همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كاهش داد . « 4 » احتمالا او نخستين كسى بود كه صراحتا در مسجد مدينه عليه عثمان سخن

--> ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3000 . ( 2 ) همان ، ص 3000 - 3001 . اگر روايت واقعا به او برگردد ، بايد گفت كه عبد الرحمن بن ابزى طرفدار على عليه السّلام بود . بلاذرى روايت ديگرى را با همان سلسله سند كوفى و قمى از او نقل مىكند كه بر اساس آن محمد بن حنفيه ، فرزند على عليه السّلام مانع رفتن پدر براى حمايت از عثمان شد ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 94 ) . اين هر دو روايت را بايد با احتياط نگريست . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3042 . عبد الرحمن بن ابى ليلى عثمانى روايت كرده كه طلحه در هنگام محاصره كاخ عثمان از سوى مصريان رهبرى آنان را به عهده داشت . محمد بن ابى بكر نيز با آنان بود ، اما هنگام غروب كه آنان را ترك مىكرد به همراه على عليه السّلام و عمّار به مردم مىگفتند كه شورشيان تحت امر على عليه السّلام هستند ( ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 1171 ) . در روايات عثمانى ديگر على عليه السّلام به گونه‌اى توصيف شده كه بسيار نگران بوده مبادا طلحه جريان امور را در دست بگيرد ( مثلا ر . ك : همان ، ص 1197 - 1199 ) . ( 4 ) ر . ك : آبوت ، عايشه ، ص 105 . ولهاوزن روايت يعقوبى را ، كه معمولا مرجع موثقى در زمينه صدر اسلام